تبعیض رسانه ای
دو روز پیش روح مطهر آیت الله العظمی "محمد تقی بهجت"به ملکوت اعلی پیوست.
نحوه برخورد رسانه ملی- مخصوصا" تلویزیون- با این قضیه بسیار جالب بود:
اول آنکه؛ تا مدتها خبری از اعلام رسمی و زیر نویس نبود...
دوم آنکه؛ در بخشهای خبری تلویزیون، (مثلا" خبر سراسری ساعت ٢١ شبکه یک)
تفاوتهای چندی با اخبار رحلت سایر آیات عظام به چشم میخورد. مضمون خبر:
"آیت الله شیخ محمد تقی بهجت"، عصر امروز؛ دار فانی را وداع گفت.
١- شک ندارم، که در ابتدای خبر مشروح از کلمه "عظمی" استفاده نشد.
٢- از عبارات "به ملکوت اعلی پیوست." یا "ندای حق را لبیک گفت" و یا حتی "به
دیدار معبود شتافت" و ... استفاده نشد.
جالب آنکه در بخش خبری ٢٠:٣٠ نیز -در بهترین حالت، صرفا" به جمله زیر بسنده شد:
"روح آیت الله العظمی بهجت به ملکوت پیوست."
دلیل این تفاوتها چه بود؟دوری نسبی این بزرگوار از مواضع تند سیاسی و یا... الله اعلم!
توضیحی در مورد به نمایش در نیامدن عکسهای قدیمی
من قبلا" از سایت Irapic.com برای آپلود تصاویر استفاده می کردم.نزدیک عید، متوجه
شدم که جا تره وبچه نیست!بنابراین سعی می کنم، تا آنجا که بتوانم؛ دوباره تصاویر را
آپلود کنم. هر چند این اتفاق در مورد بعضی عکسها عملی نخواهد بود...
خاطرات کودکی(برق)
هم سالان من حتما" خوب به یاد دارند؛ که در سالهای دهه ۶٠ چقدر قطعی برق
داشتیم.این اوضاع برای ما که دلمان را برای دیدن برنامه های آن موقع تلویزیون صابون
زده بودیم،از هر چیز بدتر بود.اما از قدیم گفته اند: "احتیاج،مادر اختراع است."ما هم
برای آنکه کم نیاوریم، با مقوا جعبه ای کوچک به شکل تلویزیون درست میکردیم و روی
چند کاغذ نقاشی کارتونها را میکشیدیم.بعد هم کاغذها را به صورت رل پشت سرهم،
چسب می زدیم. دو مداد را در دو سر رل قرار داده و کاغذها را دور آنها می پیچیدیم.در
نهایت مدادها و کاغذهای نقاشی شده را در -باصطلاح-تلویزیون مقوایی قرار داده و
برنامه های آن را نظاره می کردیم. از همه جالبتر دعوای من و خواهر و برادر کوچکترم بر
سر انتخاب شبکه بود. من می خواستم از شبکه یک "ماجراهای تام" را ببینم و آن دو
تا هم می خواستند از شبکه دو "بلفی و لی لی بیت" را تماشا کنند! عاقبت دعوا هم
معلوم بود. پس از زد و خورد خونین جنازه مقوایی تلویزیون زیر دست و پا می افتاد و
مدادها هم توی سر و کله مان فرو می رفت! آن موقع نه تنها برنامه های واقعی تلویزیون
را، ندیده بودیم؛ بلکه حسرت تماشای "ماجراهای تام" و "بلفی و لی لی بیت" هم
بر دلمان می نشست...




منابع عکس:کمپانی Nippon
پی نوشت: اشتباه نشود! این تصاویر نقاشی ما برای تلویزیون دست ساز نبوده است و تنها برای یادآوری کارتونها
گذاشته شده است.
خاطرات کودکی(مقدمه)
چند وقت پیش،نسخه جدید Need For Speed را برای پسر شش ساله ام خریدم.موقع
نصب بازی آرام و قرار نداشت و از خوشحالی مدام حرف می زد و مخ میخورد!*بعد از
نصب بازی، هم طاقت نیاورد و من را از روی صندلی هل داد،تا پای کامپیوتر بنشیند و
بازی کند.چنان با شور و نشاط بازی میکرد و با پیچ و گردنه های جاده این ور و آن ور
می شد،که از خنده روده بر شدم.من هم تحت تاثیر هیجان او،تصمیم گرفتم،یک دست
بزنم!سر نوبت بازی حسابی دست به یقه شدیم و دست آخر هم با منت اجازه داد،کمی
بازی کنم.با اولین پیچ؛ ماشین رفت تو در و دیوار و آش و لاش شد!دیدم با سی و دو
سال سن،حتی نصف بچه ام استعداد ماشین بازی-و کلا" هر بازی دیگر کامپیوتری-را
ندارم.سرتان را درد نیاورم.به یاد بچگی های خودم افتادم و آن دوران عجیبی که من و
هم نسلانم پشت سر گذاشتیم.دوران جنگ و دو کانال تلویزیونی و قطعی های مکرر
برق و ...!انشا الله در پست بعدی-که سعی می کنم؛منظم تر از قبل بنویسم-بعضی از
این خاطرات را می آورم.(البته این حس نوستالوژیک این اواخر گریبان خیلی ها را
گرفته است و البته خیلی هم خوب است.)
مخ خوردن*:مخ را در کاسه می ریزند و هم می زنند و می خورند.
اظهار فضل!
تقریبا" یک سال پیش(١۵ مهر ٨۶) بود،که از تغییر حال و هوای سنتی
حاکم بر تلویزیون نوشتم و اینکه رسم جدید "ده-دوازده ساله" در نمایش
سریالها و شاد کردن فضای ماه مبارک؛تا چه میزان باعث انبساط خاطر
مردم می شود.باوجود ضعف نسبی سریالهای امسال (مخصوصا" در
داستان پردازی) به بررسی محتوایی آنها نمی پردازم و به ذکر نکته ای
در حواشی این برنامه ها بسنده می کنم.امسال اعتراضات زیادی صورت
گرفت؛که برنامه های تلویزیون باعث میشود،مردم خداجو به انجام فرایض
خود نرسند.این اعتراضات با نامه "شورای نظارت بر صدا و سیما"
درمورد سریال بزنگاه به اوج رسید.(البته نمیتوان منکر درستی بعضی
بندهای این نامه شد.)کار به آنجا رسید که یکی از منبریهای معروف
تهران هم در این زمینه داد سخن سر داد؛که:
"سریالهایی که شبهای ماه رمضان از تلویزیون پخش می شود حال معنوی را از جوانان
میگیرد.شبهای ماه مبارک رمضان ،تلویزیون باید برای مردم برنامه قرآنی پخش کند یا
طنزهای خنده و تفریح؟...این سخنران محترم،خطاب به مسوولان سیما، گفت: شما باید
بدانید ماه مبارک رمضان،ماه دعا،ندبه، قرائت قران واشک است، نه اینکه وقت طنز و خنده
است.جوانان و مردم ایران باید برای جهان اسلام الگو باشند....نباید محافل و مجالس
معنوی این ماه به خاطر سریال های کذایی از تاثیرگذاری برجوانان تهی شود.....برنامه-
های طنز در فرهنگ ماه رمضان شیعه، جایگاهی ندارد ولی صدا وسیما به انجام این کار
اصرار دارد و وقت جوانان را به بیهودگی می کشاند....نباید برنامه ای از یک رسانه
جمهوری اسلامی بویژه در جامعه اسلامی ما تولید و پخش شود که با قرآن و معنویت
مسلمانان مغایریت داشته باشد."
من نمیدانم،ایشان بر اساس کدام آموزه ای به این نتایج دست یافته اند.
اما میدانم این همان نگرش است که باعث شده جوانان این مملکت،هر
سال بدتر از سال گذشته به روزه خواری عامدانه مبادرت ورزند! و با
پوزخند به فرامین الهی دهن کجی کنند...اصلا" پدر بیامرز در این زمانه و
به قول خودتان با این هجوم فرهنگی میشود ٢۴ ساعته اشک و آه و
ناله،پخش کرد.میدانید،چه خاطره بدی در ذهن کودکان و نوجوانان نقش
خواهد بست؟! و اصولا" آیا شاد بودن و خوشحالی؛ با روح این شبها-غیر
از شبهای قدر-مغایرت دارد؟!اصلا"آیا شما اگر به مهمانی شخصی بروی؛
زانوی غم بغل میگیری و "صم بکم" گوشه ای سر در جیب مراقبه
مینشینی؟!
اما بر اساس نگرشی دیگربه آموزه های اسلام،رمضان بهترین ماه برای
شاد کردن کودکان و آشنا کردن تدریجی با اسلام است.بهترین ماه برای
صله رحم و جمع شدن بستگان و آشنایان دور و نزدیک دور یک سفره
است و رمضان،بهترین بهانه برای شاد بودن است.چرا که بر سر سفره
ضیافت الهی نشسته ایم.در این میان تلویزیون با پخش سریالهای جذاب
و مخصوصا" مفرح میتواند نقشی بسیار اساسی ایفا کند و اصلا" یکی از
کارکردهای مهم تلویزیون در همه دنیا این است.طبق روش مرسوم
بستن کنداکتور،*ساعاتی از شبانه روز به پخش برنامه های خانوادگی
و مفرح اختصاص می یابد،تا گل لبخند را بر صورت بیننده بنشاند و
خستگی جسمی و روحی او را از کار روزانه کاهش دهد.
ای کاش،ما در همه زمینه ها اظهار نظر نمی کردیم و بدتر از آن نظرمان
را وحی منزل نمیدانستیم...!
*بستن کنداکتور: مدیران تامین برنامه و پخش شبکه ها جدولی را آماده میکنند،که
ساعت دقیق پخش هر برنامه در آن مشخص است.به این جدول،کنداکتور و آماده سازی
آن بستن کنداکتور میگویند.
"استفاده از مطالب،با ذکر نشانی مانعی ندارد"
